دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
چرا این مصرع از حافظ را برای نام متنام انتخاب کردم و مقصود من از طبیبان مدعی کیست؟
پوستر جدید «فرزاد ادیبی» که در واکنش به وقایع اخیر طراحی کرده را دیدهاید؟ اگر تا الان ندیدهاید لطفاً ابتدا سری به خوابگرد بزنید و پوستر را ببینید و بعد برگردید و ادامهی متن را بخوانید.
مطمئناً کموبیش در جریان اتفاقات بعد از انتخابات هستید.
[بعد از اینکه چند نفر از دوستانم این متن که بالغ بر ۸۰۰ کلمه بود را خواندند زنگ زدند که جناب مستطاب مختصر، لطفاً بخشهای ممیزی متنات را حذف کن. بنده هم مثل یک انسان حرف گوش کن و البته ترسو ۵۶۴ کلمه که دقیقاً بین دو جملهای که این ۲ براکت قرار گرفتهاند را حذف کردم. این ۵۶۴ کلمه شامل توضیح قضیه ندا و حرف و حدیث های پیش آمده حول آن تا به امروز بود. در هر صورت نام این واژههای حذف شده گرامی و راهشان پر رهرو باد.]
ای کاش میشد و میتوانستم جلو واکنشم را به این درد و توهینهای پیدرپیای که بمان میشود گرفت و اینها را نمینوشتم و بیشتر درباره حسم نسبت به پوستر «فرزاد ادیبی» مینوشتم. ولی چه کنم که این توهینها مثل کرمی میمانند که به ذهنم رسوخ کردند و حسم را خوردند. تنها همین چند جمله مانده:
رنگ نه مرده و نه زندهی زمینه یا شاید بهتر است بگویم بیرنگی زمینه پوستر، اثر چنگی که بر زمینه به جا مانده و سرخی پشت این بیرنگی را نمایان کرده، انتخاب هوشمندانهی مصرعی پرمغز از حافظ که نماد حافظهی ماست، رنگ قرمز «ندا» از فعل «ندارد» و رنگ سبز بقیهی واژههای مصرع که برای من حس امیدواری از پس خستگی را دارد، قرمزی واژهی تیر که سالهاست در ذهن ما به رنگ قرمز ثبت شده است در کنار قرمزی ندا اثر جدی چنگ بر زمینه است. و... یعنی همان سه نقطهای که نماد «نمیشود بر زبان آورد» هاست. همه و همهی پوستر را دوست دارم. پوستر کاملاً ایرانیست. خط نستعلیق به این حس تماماً ایرانی خیلی کمک میکند. متن «پیشکش میشود...» در ادامهی چنگیست که بر بستر پوستر کشیده شده است. این متن مثل انگشتان دست بیجانی میماند که در حال افتادن است. اما پیش از افتادن چنگی بر زمانه زده و التهاب – قرمزی – پشت این بیجانی را تا حدی نمایان کرده است.
دوستان همهی حرفم این بود که باید با به کارگیری همهی هنر ایرانی این واقعه را [...] ثبت کنیم [...]. بگذاریم دردمان از این طبیبان مدعی پنهان باشد که بیش از هر کس خود بیمارند. پیش از این بسیار نوشتیم و فریاد زدیم اما گمان میکنم پوستر زیبای «فرزاد ادیبی» میتواند سرآغاز حرکتی مسالمتآمیز و پرصدا در عین آرامی در دنیای هنر باشد.
مرد مختصر.
